به گزارش خبرنگار سرویس زنان «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ جاه طلبی انسانها در طول تاریخ یکی از مسائلی بوده که مورد توجه نویسندگان قرار گرفته ویژگی رفتاری که با کنش هایی، دیگران را در گیر کرده و آسیبهایی را برای افراد در پی دارد.
مکبث نمایشنامه ای از شکسپیر است که به این موضوع پرداخته و جاه طلبی یک زن و همچنین آسیب جسمی و آثار منفی روحی-روانی کسانی که بهدنبال نفس قدرت هستند را به بهترین شکل دراماتیزه کرده و به نمایش گذاشته است.

زخم کاری جدیدترین اثر محمدحسین مهدویان، که برای اولین بار قدم در عرصه سریال سازی در شبکه نمایش خانگی برداشته است. شاید به زعم برخی از کارشناسان نشان دهنده پیشرفت او در عرصه نویسندگی و کارگردانی نباشد اما نمایانگر تمایل به داشتن تجربه های متفاوت اوست. این سریال که بر اساس کتاب بیست زخم کاری محمود حسینی زاد و با نگاهی به نمایشنامه مکبث ساخته شده توانسته توجهات را به خود جلب کند.
نکته قابل توجه آن است که در کتاب بیست زخم کاری نمایش عریان فسادهای اخلاقی خارج از چارچوب روابط زناشویی و علاوه بر آن همجنسگرایی افرادی که با پسوند حاجی خطاب میشوند و اسامی و سبک زندگی مذهبیها در ایران را دارند. نشان دهنده آن است که محمود حسینی زاد تمایل زیادی به فاسد نشان دادن این خانواده ها دارد تا بتواند بهره گیری سیاسی مدنظر خود را به مخاطب حقنه کند. اینکه چرا مهدویان سراغ چنین اثری رفته خود جای سوال است؟

زنان زخم کاری
زنان این سریال در موقعیت های متفاوتی قرار دارند و برای پیشبرد هدف شان که رسیدن به قدرت ، ثروت و یا انتقام حاضرند شرافت خود را خرج کنند نکته ای که از زبان سمیرا گفته میشود و شاید سیاه ترین نقطه سریال زخم کاری همین باشد. از نقش منصوره که میخواهد با زنده کردن عشقی که بیست سال از آن میگذرد و با ساده لوحی و شاید بهره جویی از جذابیتهای زنانه قصد دارد مالک را از دست اندازی به ثروت نه چندان پاک قبیله اش برحذر دارد و بعد از اینکه شاهد سوء استفاده از خود بوده برای انتقام دست به هر کاری میزند. تا مهناز همسر ناصر، زنی که در میان جنایت هایی که رخ میدهد فقط تماشاگر و یک زن منفعل است او حتی مخیر به انتخاب همسرش نبوده و این مردان دور و اطرافش هستند که برای او تصمیم میگیرند. او فقط به فکر رتق و فتق امور پدر علیلاش است و از عهده مدیریت دختر نوجوان خودش هم بر نمیآید. زنی همیشه نگران که سالها نماد زن خانه دار در سینمای ایران بوده کانّه زنان خانه دار هیچ اثرگذاری و مدیریتی در زندگی و خانواده خود ندارند زنان بدون جهت گیری و اندیشه که نقششان در حد یک خدمتکار نازل شده بود.
کیمیا دختری که ورودش با اغواگری های تهوع آور برای مالک همراه است با بازی نه چندان دلچسب و خیره کننده. کیمیا که همواره توسط مردان اطرافش باهوش خطاب میشود با تهدید سمیرا تبدیل به کارمند او برای پیشبرد اهدافش میشود دخترانی معامله گر که به طمع پول و بهره گیری از امکانات به زندگی مردان سن بالاتر از خود که دارای همسر و فرزند هستند وارد میشوند اما در نهایت همه چیز را میبازند.

سمیرا ساخته یک ذهن جنایتکار؟
و اما مهمترین زن در این سریال که یادآور ویژگیهای لیدی مکبث است. او منشا و انگیزه بخشی از جنایت کاریها است؛ سمیرا؛ با بازی روان و باور پذیر رعنا آزادی ور شخصیت پردازی سمیرا با درآمدن تمام ریزه کاری ها از جمله قدرتی که بر روی همسرش دارد تا خنده های هستیریک و نگاه های خیره و سرد و اشکهای منجمد که هر از چندگاهی از چشمانش سرایز میشود نشان از باطن ناآرام او دارد این ناآرامی به همراه ضرب و شتم همسرش که برای مخاطب این نوع کنش تازگی دارد و با بروز واکنش هایی که فقط از یک بیمار روانی سر میزند که در قسمت 11 به طور کامل به نمایش گذاشته میشود، مخاطب را به فکر میاندازد که چه تعداد انسان هایی با روان پریشان دور واطراف ما زندگی میکنند و آیا ما روی یک آتشفشان حاصل از روان های ناسالم زندگی میکنیم؟ این القا حس نا امنی به مخاطب بسیار خطرناک است حسی که به راحتی التیام پذیر نیست. باید قبل از ساخت چنین سریالهایی برای این احساس مخاطب با کارشناسان امر مشورت شود و راهکارهایی برای چنین نمایش هایی در نظر گرفته شود. اینکه این اتفاق رخ داده یا خیر نیز از سوالات است.
سمیرا در ظاهر زن قدرتمندی است که با برنامه ریزی به اهداف شومش میرسد با کشیدن نقش قتل و از بین بردن هر که از راز ایشان مطلع میشود و با اندک تهدیدی در خلال قصه جنایتی رقم میخورد.
اثرگذاری منفی او به عنوان زنی جاه طلب که تشنه قدرت است و حتی پول را برای کسب قدرت میخواهد و قتلهایی که به تشویق او انجام میشود نشانگر یک روح مستبد و بیمار از یک انسان است. سمیرا برای افراد مختلف روشهای متفاوتی را در پیش میگیرد. ارتباط خارج از چارچوب او با ریزآبادی و تشویق همسرش برای قتل او که زمینه چینی کاملش با سمیرا بود و بعد قتل یکی از شرکا به دستور مستقیم سمیرا صورت میگیرد.

هوش سمیرا و آرامش شیطانی او، استفاده کردن دقیق از ابزارهایی که در دست دارد و استفاده از نقاظ ضعف افراد برای مطیع کردن آنان از جمله مالک همسرش که او را در موقعیت زن بارگی قرار میدهد تا بتواند به هدف نهاییاش برسد در واقع او از همه یک قدم جلوتر است همه این نکات نشان از این دارند که هیچ خط قرمز اخلاقی برای سمیرا وجود ندارد و تنها این قدرت است که برای او اهمیت دارد. آیاسمیرا ساخته یک ذهن جنایتکار است؟ تنها نکته مثبت او توجهش به فرزندانش است که باید منتظر انتهای قصه ماند که آیا این رویه او ادامه خواهد داشت یا از این هم گذر خواهد کرد؟
آنچه تقریبا نادیده گرفته شده است هویت زن ایرانی است که در این سریال لجن مال شده و در بین این زنان حتی یک زن سالم و قدرتمند که ما به ازای این زنان باشد نیز وجود ندارد در حالی که میشد از این موقعیت جذاب نیز برای سریال بهره برد و اندکی به واقعیت نزدیک شده و فقط سیاهی ها را نشان نداد.
نکته مغفول مانده و خطرناک دیگر که در نبود ارائه الگو مناسب رخ میدهد استقبال از شخصیت های سیاه اما قدرتمند است. گویی زن امروز در جست و جوی الگوست اما آن را نه در سینما نه در تلوزیون و نه در شبکه نمایش خانگی حتی در ادبیات هم نمی بیند و همین سبب میشود که از شخصیت سمیرا استقبال کند و بدا به حال جامعه ای میشود که حتی بخش بسیار محدودی از زنان از شخصیت زنی جنایت پیشه استقبال کنند.
با بررسی شخصیت سمیرا در زخم کاری به عنوان زنی قدرتمند اما جنایتکار این سوال پیش خواهد آیا سینما و تلوزیون و شبکه نمایش خانگی ظرفیت خلق شخصیت یک زن قدرتمندی که بتواند الگویی مناسب از یک زن ایرانی را ارائه دهد ندارد؟ برای این ارائه مگر چه لوازمی لازم است که تا به حال از ارائه آن عاجز بوده اند؟
اینها سوالاتی است که باید سینماگران ،سیاست گذاران و مدیران پاسخی برای آن داشته باشند.
گزارش از مژگان صلایی



